Archive for سپتامبر, 2008

دروغ بزرگان

سپتامبر 30, 2008

امروز اخبار جالبی در خصوص مدرک تحصیلی آقای کردان به صورت رسمی منتشر شد.یعنی در حقیقت آنچه سایت الف به وابسته به احمد توکلی به خاطر ان فیلتر شد رسما تائید شد.

گویا در این کشور سکه دروغ ضرب می شود.دروغی گفته می شود و بر مبنای آن تکذیب می شود شکایت می شود و عده ای فریاد می کنند و جمعی هورا می کشند.دروغ گویی بد است.اما دروغگویی حاکمان بدتر.آقای علی کردان وزیر کشور است.وزارت کشور مهمترین وزارتخانه در دولت جمهوری اسلامی است که مهترین وظیف آن شکل دهی صحیح به فضای سیاسی جامعه است.برگزاری انتخابات سالم و تامین امنیت مردم از دیگر وظایف این وزارتخانه است.

مهم نیست علی کردان دکتر است یا نیست و مهم نیست که وی مدرک لیسانس هم ندارد.مهم این است که پرونده کردان نشان داد که می توان به راحتی دروغ گفت و آنرا تکذیب کرد.

آقای دکتر اصلا نگران نیستیم

سپتامبر 28, 2008

این طرف دنیا در ایران عده ای از اصلاح طلبان واصولگرایان در حال برنامه ریزی برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده هستند.مهمترین ویژگی در جمهوری اسلامی مردمی بودن آن است.

حضور در انتخابات وفعالیت سیاسی تنها گزینه ای است که تاکنون کسی برای آن اما و اگر درست نکرده است.

برگزاری انتخابات هم شور و نشاط خوبی برای کشور به ارمغان می آورد.

اما به زبان آوردن برخی سخنان که برداشت عمومی تهی شدن انتخابات از مفهوم اصلی و اساسی آن است می تواند ضربه مهلکی به جان مردمسالاری نوپایی باشد که برخی رفتارهای غیر اصولی لطماتی را به آن وارد کرده است.

در آن طرف دنیا هم آقای احمدی نژاد در حاشیه سفر خود به نیویورک در گفتگویی با روزنامه نیویورک تایمز سخنانی را بر زبان جاری می کند که حتما بایستی درباره آن به ملت پاسخگو باشد.

هنگامی که خبرنگار از رئیس جمهور می پرسد: من سفرهای زیادی به ایران داشته‌ام و کم ایران نبوده‌ام. من مردمی را می‌شناسم که به اندازه دو نفر، دو شغله کار می‌کنند و از وضع اقتصادی واقعاً عصبانی هستند. با آن‌ها که صحبت می‌کنی، این موضوع چیزی است که شدیداً بخاطرش دولت را سرزنش می‌کنند.

 

آقای احمدی نژاد پاسخ می دهد:

شما نگران نباشید، یک چند ماه حوصله کنید، نظرات مردم در انتخابات منتشر خواهد شد. ما دائماً با مردم در تماس هستیم و با هم زندگی می‌کنیم. یک سفر با من بیایید، نظرات مردم را از نزدیک بشنوید. در ایران خیلی آزادی کامل هست. مردم راحت صحبت می‌کنند. (…) شما زیاد نگران نباشید.

 

ترجمه فارسی مطلب من این است که آقای احمدی نژاد با چه پشتوانه ای اینگونه مطمئن سخن می گوید؟اگر نتیجه انتخابات مشخص است پس چرا این همه هزینه صرف برگزاری انتخابات می شود.ایکاش یک نفر به ایشان توضیح می داد.زیرا قرار نیست به خاطر برخی مسائل کل انتخابات زیر سوال برود.

 

پی نوشت:

1-مصطفی تاج زاده چند وقت پیش گفته بود: رییس دولت در واكنش به مدرك جعلی كردان می‌گوید براي خدمت این «كاغذپاره‌ها» اعتباری ندارد. ایشان قبلا هم قطعنامه‌های شورای امنیت را «كاغذ پاره» خوانده بود و بعید نیست كه سال آینده هم، رأی مردم را «كاغذپاره» بخواند و عنوان كند«خدمت به مردم نياز به كاغذپاره ندارد» و با اين ترتيب نتايج آرا را تغيير دهد.

2-نه اینکه هفکر کنید من نگرانم.اصلا

سخنی با یک دوست خیلی دوست

سپتامبر 24, 2008

مدتی پیش یکی از دوستان من کامنتی برای من ارسال کرد که به جهت اهمیت و البته اینکه دوست داشتم به ایشان پاسخی داده باشم آنرا تبدیل به یک پست کردم.ایمیل این دوست ناشناس هم KN@YAHOO.COM  که به نظر می رسد سرکاری باشد.

جناب آقاي نژاد حيدري

 

در مطلبي كه براي آقاي يوسف زاده نوشته ايد انتهاي آن عنوان كرده ايد كه دوستانتان شما را تندرو خطاب ميكنند و چون بنده دوست شما هستم اينك از اين تهمت شما دفاع ميكنم:

ما شما را خام خطاب ميكنيم نه تندرو!

خام بودن و واكنشهاي احساسي و بچه گانه در قبال كنشهاي عادي بروز دادن، فارغ از تندروي ست.

اگر به خبرهاي منتشره در همين يكي دو هفته اخير در سايت كرمان ما دقت كنيد پي خواهيد برد كه شما به دنبال طرح مسايلي در جهت مطرح كردن خود هستيد نه انجام حرفه ي مقدس روزنامه نگاري! و نشان از ضعف شما دارد. دقيقا مثال طفلي كه هنوز سرش به سنگ نخورده! برداشت نكنيد كه ميگويم سر من به سنگ خورده و يا اين آرزو را براي شما دارم بلكه نگراني من از اين است كه عده اي ، حالا به هر دليل امكانات به روز رساني يك سايت را در اختيار شما گذارده اند و شما با چنين رفتارهاي بچه گانه اي همرا با كمي احساس ليدر خبري اصلاح طلبان بودن، فضاي رسانه اي حاكم بر مطبوعات را به ناكجاآباد مي بريد.

بيش از آنكه دلم به حال شما بسوزد به حال آن خبرنگاران ناشي مي سوزد كه كرمان ما را پايگاه خبري اصلاح طلبان مي انگارند. مطالب شما در سايت كرمان ما علم تحجر و يك سويه نگري و حاكميت احساسات بر منطق است كه هيچكدام از گزاره هاي اصلاح طلبي نيست.
دلم به حال ايران مي سوزد … دوستِ خيلي دوستِ شما

 

دوست عزیز ناشناس

1-دوستانی که من می شناسم آنقدر جوانمردی و مردانگی در وجودشان موج می زند که هر انتقادی که از من دارند حضوری به من بگویند.آنها هم که پشت سر من می گویند یا خودشان به من می گویند که ما درباره تو چنین گفته ایم یا اینکه ابتدا به خودم گفته اند.

2-نامه بدون امضا نوشتن و ایجاد بد بینی رسم دوستی نیست.واگر واقعا شما دوست من هستید از داشتن دوستانی چون شما احساس یاس می کنم.

3-مرقوم کرده اید که “از این تهمت دفاع می کنم”تهمت از گناهان کبیره است. از تهمت نمی توان دفاع کرد.

4-” ما شما را خام خطاب ميكنيم نه تندرو!” ای کاش منظور خود را “ما” مشخص می کردید.شما از چه جایگاهی با من سخن گفته اید.آیا به نمایندگی از یک مجموعه دست به نامه نگاری زده اید یا از طرف خود.

4/1:نوشته اید من را خام خطاب می کنید؟ای کاش می نوشتید ملاک شما برای رتبه بندی افراد به “خام” و احتمالا “پخته” چیست؟ و ای کاش به این نکته پاسخ می گفتید که من باید چه کار کنم که “شما ما را خام ندانید”اگرچه نظر شما برای شخص خودتان محترم است و ملاک رفتار شخصی من اظهارات و تمایلات شما نیست.

4/2:در ادامه مبحث “خام”بودن بنده نوشته اید :” خام بودن و واكنشهاي احساسي و بچه گانه در قبال كنشهاي عادي بروز دادن، فارغ از تندروي ست.”

الف:ای کاش به من می گفتید که من در کجا واکنش های احساسی و بچه گانه بروز داده ام.

ب:همانطور که قبلا گفتم ملاک شما برای رفتار “بزرگانه”چیست؟

5- نوشته اید:”اگر به خبرهاي منتشره در همين يكي دو هفته اخير در سايت كرمان ما دقت كنيد پي خواهيد برد كه شما به دنبال طرح مسايلي در جهت مطرح كردن خود هستيد نه انجام حرفه ي مقدس روزنامه نگاري! و نشان از ضعف شما دارد.”

5/1:من هیچ گاه در فعالیت رسانه ای خود به دنبال مطرح کردن “خود”نبوده ام.اما اگر منظورتان مطرح کردن رسانه تحت مدیریت اینجانب می باشد،فکر نمی کنم بتوان آن را عیب دانست.همه رسانه ها به دنبال مطرح کردن خود هستند و این موضوع نه غیر قانونی است و نه غیر شرعی و نه غیر اخلاقی.

6-” دقيقا مثال طفلي كه هنوز سرش به سنگ نخورده! برداشت نكنيد كه ميگويم سر من به سنگ خورده و يا اين آرزو را براي شما دارم بلكه نگراني من از اين است كه عده اي ، حالا به هر دليل امكانات به روز رساني يك سايت را در اختيار شما گذارده اند و شما با چنين رفتارهاي بچه گانه اي همراه با كمي احساس ليدر خبري اصلاح طلبان بودن، فضاي رسانه اي حاكم بر مطبوعات را به ناكجاآباد مي بريد.

6/1:مشخص نیست که شما دقیقا از چه موضوعی نگران و ناراحت هستید و هیچ گاه قصد نداریم فضای مطبوعات را به ناکجا آباد ببریم.

6/2:شما از کجا می دانید سر من به سنگ نخورده است؟

7: “بيش از آنكه دلم به حال شما بسوزد به حال آن خبرنگاران ناشي مي سوزد كه كرمان ما را پايگاه خبري اصلاح طلبان مي انگارند”

1/7:”کرمان ما”پایگاه اطلاع رسانی ائتلاف اصلاح طلبان است.در عین حال مانند دیگر رسانه های اینچنینی مواضع اصلاح طلبان از طریق بیانیه ها اعلام می شود.

2/7:همکاران مطبوعاتی درباره “کرمان ما”برداشت درستی دارند نباید ناشی گری خود را به دیگران نسبت داد.

8:” . مطالب شما در سايت كرمان ما علم تحجر و يك سويه نگري و حاكميت احساسات بر منطق است كه هيچكدام از گزاره هاي اصلاح طلبي نيست.”

8/1:این بخش از نوشته شما خیلی مبهم بود “علم تحجر”؟!شاید اشتباه تایپی باشد.

8/2:”کرمان ما”یک رسانه با کار ویژه خاص و به منظور ارتباط اصلاح طلبان با مردم است.وظیفه کرمان ما رساندن پیام مردم به اصلاح طلبان در حد توان است.از این جهت “کرمان ما” با یک خبرگزاری مانند ایسنا و ایرنا تفاوت دارد.بهتر بود این توصیه را به کیهان و ایران و ایرنا می کردید که با سرمایه ملی و به منظور اطلاع رسانی صحیح شکل گرفته اند می کردید که به جای وظایف خود نقش رسانه های حزبی را بازی می کنند.

9/2:من حاضرم خدمت شما برسم و گزاره های اصلاح طلبی را از زبان شما آموزش ببینم.زیرا معتقدم باید در عقول دیگران سهیم بود.

9/3:دوست خیلی دوست من!اگر یک بار دیگر مطلب خود را بخوانید می بینید که این نوشته سرشار از توهین و تحقیر است که نشانه غرور،خود پسندی،بی ادبی و البته احساسی بودن شماست.

دوست خیلی دوست من! نوشته شما بسیار مبهم و کلی بود و من نیز پاسخ شما را مبهم و کلی دادم.اگر جزئیات را طرح می کردید من نیز جزئی تر پاسخ می دادم.

سپتامبر 8, 2008

سوالی که این روزها خیلی در اطراف خودم می شنوم این است که اگر خاتمی نامزد نشد چه باید کرد؟وچه بر سر اصلاحات خواهد آمد؟می گویند آقای کروبی چه خواهد کرد؟به نظر می رسد نباید خیلی مسئله را پیچیده کرد.دو حالت دارد:

خاتمی نامزد شود

-کروبی نمی آید

-اصولگرایان با احمدی نژاد می آیند

نتیجه گیری:شانس اصلاح طلبان افزایش می یابد

 

خاتمی نامزد نشود

-ابتدا کروبی نامزد می شود

-بعد عارف نامزد می شود

-مهرعلیزاده هم گفته اگر خاتمی نامزد بشه نیازی به نامزدی من نیست حتما نامزد می شود

-حسن روحانی هم می آید

-قالیباف هم می آید

-شاید حدادهم بیاید

-احمدی نژاد هم که برای آوردن تلاش می کند که حتما یکی از پایه ها انتخابات است

 

نتیجه:اوضاع حسابی شیر تو شیر می شه و 4 سال دیگر باید در رکاب دولت اسلامی باشیم.

 

پ.ن

به همین راحتی؟

بلی به همین راحتی

آقای کروبی!لطفا اعتراف کنید

سپتامبر 4, 2008

 نکته تعجب آوری که این روزها وجود دارد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما از اعلام کاندیداتوری مهدی کروبی در انتخابات آتی ریاست جمهوری تعجب کرده اند.

مهدی کروبی از همان روزی که تصور کرد آرای او در انتخابات ریاست جمهوری به واسطه خواب سحرگاهی اش نابود شده اند عزم خود را برای انتخابات آتی ریاست جمهوری جزم کرده بود.

در حالیکه اگر یکی از ما بخواهد مجوز حزب یا روزنامه بگیرد باید یک جفت کفش آهنی پا کند و پله های وزارت ارشاد و وزارت کشور را بارها و بارها طی کند تا پس از چند سال مجوز های لازم را بگیرد کلیه کارشناسان و مسئولان به دفتر حاج آقا می روند و فرم ها را برای ایشان پر می کنند تا ایشان بتوانند حزب درست کنند و روزنامه راه اندازی کنند.اما همین روزنامه تاکنون چند سردبیر عوض کرده است و چند نفر تا کنون از حزب استعفا داده اند.

آقای کروبی به عنوان منتقد دولت احمدی نژاد که از او به واسطه تغییر مکرر دولت انتقاد می کند به افکار عمومی توضیح دهد که چرا تاکنون چندین بار سردبیر نشریه خود را تغییر داده است.

آقای کروبی شخصیت قابل احترامی است اما هنگامی که دوستان آنها به خود اجازه می دهند تا از شورای نگهبان بخواهند که خاتمی را رد صلاحیت کند و انتقادات را وارد حوزه عمومی می کنند طرح چند سوال نباید برای ایشان،دوستان و همفکرانشان سخت باشد:

1-آقای کروبی!عملکرد شما پس از ریاست مجلس ششم همواره مورد تائید اقتدارگرایان بوده است.در این باره می توان به موارد مختلفی اشاره کرد.این موضوع تا حدی پیش رفته است تا چهره رادیکالی مانند مجتبی ذالنور شما و حزبتان را به اصولگرایان نزدیک می داند و اصولگرایان حاکم در کرمان به دوستان اصلاح طلب توصیه می کنند که عضو حزب اعتماد ملی شوید.

2-حزب اعتماد ملی اساسا چه وزن و جایگاهی در جامعه سیاسی دارد که شما تاکید دارید حتما به صورت مستقل وارد انتخابات شوید.آیا فراموش کرده اید که قائم مقام حضرتعالی و همسر شما در انتخابات مجلس هشتم که اتفاقا هرشب هم روی آنتن یکی از برنامه پرمخاطب بودند وعلیه اصلاح طلبان موضع می گرفتند از دکتر محمد جمشیدی گوهری همشهری اصلاح طلب ما که در لیست یاران خاتمی قرار گرفت و قطعا چهره ی غیر رسانه ای بود کمتر رای آورد.آیا با وجود چنین وزن کشی های مفتضحانه ای بازهم قصد دارید وزن خود را با شعارهای عوام فریبانه ای که تفاوتی با شعارهای حاکمان کنونی ندارد تعیین کنید؟

3-جناب آقای کروبی!در اوج اتفاقاتی که در حوزه سیاست خارجی در حال روی دادن بود شما در راس یک هیئت حزبی عازم عربستان می شوید و شب قبل از آن هم با قائم مقام وزارت امور خارجه دیدار می کنید.در همین حال روزنامه شما مطلبی علیه رئیس جمهور منتشر می کند.نتیجه انکه اگر سفر شما حزبی بود پس می بایست کرکره اعتماد ملی در غیاب شما پائین کشیده شود و اگر سفر با اهداف دیگری بوده فقط برای حفظ ظاهر به یک شکایت بسنده می شود که نتیجه آن بعدها مشخص می شود که به کجا خواهد انجامید!!

4-آقای کروبی !!اینجانب بر این عقیده ام که شما از یک جایی ماموریت خاص پیدا کرده اید تا جناح اصلاح طلب را متلاشی کنید.این را می توان در مواضع شما مشاهده کرد.حتی حزب شما نیز به شما اعتماد دارد.کم کم زنجیره ی استعفاهای حزبی در حال آغاز شدن است.این یعنی در حزب اعتماد ملی شما در حال یک دیکتاتوری حزبی هستید.معیار شما برای برخورد با اصلاح طلبان حمایت یا عدم حمایت آنها از شما است.هنوز فراموش نکرده ایم که شما در انتخابات خبرگان اسم مرحوم توسلی را در لیست خود قرار ندادید فقط به این دلیل که آن مرحوم در انتخابات سال 84 با نامزدی شما مخالف بود.

5-آقای کروبی! شیخ سابق اصلاحات! تصور نکنید که افکار عمومی شما را به خاطر اینکه در راه اصلاح طلبان سنگ می اندازید تا اصولگرایان سالها در قدرت بمانند خواهد بخشید شما به پشتوانه برخی امکاناتی که گرفته اید علیه جبهه خودی آتش گشوده اید و تصور می کنید اصلاح طلب هستید.خیر اشتباه می کنید.فقط یک بار اعلام کنید که شما از کجا ماموریت یافته اید تا جبهه اصلاحات را منهدم کنید.فقط همین.

آزادی و تشنگی

سپتامبر 3, 2008

سحر نوشته ها( 2):

تا حالا شده که از فرط تشنگی همه جا را تیره وتار ببینید.اینقدر تشنگی یا گرسنگی تاب سوز عصب شکن می شود که در خیالات خود تصور می کنید اگر زمینه ای فراهم شود می توانید یک تانکر آب خنک را سر بکشید یا یک قابلمه پر از غذا را نابود کنید.به سفره افطار که می رسی اگر خیلی هنرمند باشی می توانی 3 تا لیوان آب را نوش جان کنی.همین.

ظریفی مثال خوبی زد:گفت برخی فکر می کنند اگر مردم آزاد باشند قابل کنترل نیستند.اما برای اینکه بگوید آزادی یک موهبت الهی است همین مثال تشنه و آب خوردن را مطرح کرد.

بچه های بزرگ!

سپتامبر 2, 2008

سحر نوشته ها( 1):

بچه که بودم خیلی از آمپول می ترسیدم.چون درد داشت.از دارو خوردن هم نفرت داشتم چون تلخ بود.

دیروز توی خیابون دیدمش.

گفتم:روزه داری؟

قیافه حق به جانبی گرفت وگفت:من نمی تونم روزه بگیرم.

دلم واسش سوخت گفتم شاید ناراحتی خاصی دارد که به دستور پزشک یا تشخیص اینکه روزه برایش مضر است روزه نمی گیرد.

گفت:نه من گرسنه ام می شود!

گفتم:عجب

وگفتگو پایان گرفت.

نتیجه گیری:فکر می کنیم بزرگ شدیم ام در اشتباهیم.