Archive for فوریه, 2009

این جوانمردی نیست

فوریه 24, 2009

با اعلام نامزدی سید محمد خاتمی در انتخابات ریاست جمهوری دوره دهم فضای سیاسی کشور تغییرات عجیبی پیدا کرده است.اصولگرایان که از محبوبیت خاتمی به شدت نگران هستند به هر روشی اخلاقی و غیر اخلاقی متوسل می شوند تا شاید بتوانند او را سر از راه خود بردارند.

همین چندی پیش بود که خبرگزاری فارس در خبری مجعول به نقل از هاشم آغاجری مطالب کذبی را منتشر کرد که به سرعت از سوی وی تکذیب شد.

خبرگزاری بحران آفرین دیروز نیز خبری روی خروجی خود فرستاد که محمد مجتهد شبستری در دانشگاه اصفهان سخنانی را در خصوص عصمت پیامبر اسلام(ص)بر زبان رانده است.

صرف نظر از صحت وسقم خبر خبرگزاری فارس و اینکه این خبر با چند درصد تحریف منتشر شده است ذکر چند نکته حائز اهمیت است.

1-خبرگزاری فارس ساعت 21:10 دقیقه شامگاه دوشنبه 5 اسفند ماه این خبر را منتشر می کند.باید دقت کرد.این خبر در زمانی منتشر می شود که فردای آن به مناسبت وفات حضرت محمد (ص) و شهادت امام حسن مجتبی (ع) تعطیل است ومنابر زیادی در خدمت روحانیون اصولگرا است.این بهترین فرصت و البته آخرین فرصت برای تخریب اصلاح طلبان است.چرا که تا پیش از ایام عاشورا سید محمد خاتمی هنوز وارد انتخابات نشده بود و بعد عزاداری های روزهای پایانی ماه صفر نیز دیگر عزاداری سوگواری اثر گذاری مانند این روزها وجود ندارد که بتوان از آن به نفع اهداف جناحی استفاده کرد.لذا با انتشار این خبر در خبرگزاری فارس کلیه امکانات بسیج می شود و به عنوان نمونه آقای احمد خاتمی ظهر روز سه شنبه 6 اسفند ماه در جمع هیئت های عزاداری سعی می کند به جای رفع شبهه و ایراد سخنانی که تاثیر سوء سخنان شبستری را برطرف کند،نطقی آتشین علیه اصلاح اصلاح طلبان ایراد کند و به صورت کاملا اتفاقی خبرنگاران خبرگزاری های فارس،ایرنا،ایسنا و … در این مراسم حضور پیدا می کنند و این سخنرانی را مخابره می کنند؟

فارس-ایرنا-ایسنا را ببینید.

به راستی همه این اتفاقات کاملا اتفاقی روی داده است؟یعنی خبر سخنان شبستری اتفاقی در ساعت 21 منتشر شده است؟سخنرانان مراسم های عزاداری اتفاقی پس از مراجعه به خبرگزاری فارس از این خبر مطلع شدند و تصمیم گرفتند به صورت اتفاقی علیه شبستری  موضع گیری کنند و خبرنگاران سه رسانه دولتی هم اتفاقی و بدون هماهنگی قبلی راهی مراسم شدند تا سخنان آقای خاتمی-احمد-  را منتشر کنند؟آیا بلاهت نیست که همه این ها را ناشی از یک اتفاق دانست؟

2-جدا از شخصیت قابل احترام جناب آقای خاتمی-احمد-،که مخاطب من در این نوشتار نیستند،این سوال هنوز برای من باقی است که آیا درد جریان راست واقعا دین داری و دین مداری است؟آیا واقعا آنها نگران این هستند که دین نابود شود؟این سوالات البته با یافته هایی که وجود دارد تناقض آشکار دارد.

اگر واقعا چنین است چرا حضرات اصولگرایی که مدعی هستند رگ غیرت دینی آنها در مواقع ضروری فعال می شود چنین موضع گیری شداد وغلاضی در قبال سوالات موهن آموزش وپروش دولت احمدی نژاد اتخاذ نکردند؟چرا در قبال سخنان نویسنده کیهانی و احمدی نژادی که در مورد مرجعیت اظهارات جالبی گفته بود چنین مواضعی اتخاذ نکردند؟چرا در برابر سخنان رحیم مشایی این چنین به عرصه نیامدند؟آنها چرا در برابر رفتار زشت معاون دانشگاه با دانشجوی دختر این چنین مواضعی نگرفتند.کسانی که دنبال ترویج احکام اسلام هستند و قصد دارند در این راه کوشش کنند چرا در قبال قتل های محفلی در کرمان که به نام دین انجام شد سکوت مرگباری اتخاذ کردند.

من اندکی هم اعتقاد ندارم که گردانندگان و تئوری پردازان این جریانات غیر اخلاقی درد دین داشته باشند-حساب مجریان از این قاعده جداست-.دین اینک ابزار خوبی شده است تا برای تکیه زدن  به قدرت و حذف رقیب از آن استفاده کرد.بازی با عواطف دینی و احساسات پاک مردم بازی کهنه ای است که دست سازنندگان آن رو شده است.در تاریکی نشستن و بر اساس احساسات دینی برنامه ریزی کردن و رقیب را حذف کردن کثیف ترین کاری است که این روزها قدرت طلبان دین ستیز به آن دست می زنند تا شاید چند روزی بیشتر قدرت را در چنگ داشته باشند و بر ناکارآمدی و فرصت سوزی خود سرپوش بگذارند.

3-بافتن آسمان و ریسمان به هم است که آدمی را مطمئن می کند که بحران سازان درد دین ندارند.به راستی چرا سخنان یک فرد بایستی موضوع یک جریان بزرگ سیاسی تلقی شود.این که حالا یک فرد اصلاح طلب سخنی را بر زبان بیاورد نمی تواند موضع یک جریان به حساب آید.چه کسی به آقای شبستری عنوان سخنگویی جریان اصلاح طلب را اعطا کرده است که اکنون باید یک جریان پاسخگوی آن باشد.فردی آمده و سخنی گفته است.چرا باید پاسخ آن را خاتمی و اصلاح طلبان بدهند.البته اگر این سخنان صحت داشته باشد نادرست و محکوم است اما هزینه هر سخنی را که نباید اصلاح طلبان بپردازند. همه این ها نشان می دهد که سخنان حسن وحسین و موضع گیری های بعدی آن بهانه است.هدف خاتمی است که مواضعش روشن است.عده ای هم سعی باطل دارند که سخنان یک فرد را به یک جریان تعمیم دهند و از این آب گل آلود ماهی انتخاباتی بگیرند.این یک بازی ناجوانمردانه است که باعث رادیکالیزه شدن فضای سیاسی کشور و بروز تنش و بحران می شود.

پ.ن

پاسخ مجتهد شبستری به دروغ پردازی های فارس و ایرنا

دینی که باید ادا شود

فوریه 20, 2009

          

میرحسین موسوی برای نسل من تنها یک نام نیست.چون نام ها عمر کوتاهی دارند.او یک قهرمان هم نیست.او یک مرد است که می توان نامی برایش برگزید؛عصاره آرمانهای یک نسل.

میرحسین روی دیگر خاتمی است.اگر خاتمی ترجیح داد مدتی بعد از کناره گیری اش از قدرت به کنج کتابخانه ملی پناه ببرد موسوی نیز ترجیح داد با نقاشی هایش سر کند و از دور دستی بر آتش داشته باشد.او همان روحیه لطیفی را دارد که خاتمی دارد.او همان چیزی را می خواهد که خاتمی می خواهد.اصلا داستان خاتمی و موسوی داستان 2 رقیب نیست.داستان دو برادر است.دو برادری که یک چیز میخواهند:عدالت و آزادی.

بی انصافی است اگر آرمان خاتمی و موسوی را متفاوت از یکدیگر بدانیم .موسوی یک اصلاح طلب است.نباید از یاد برد که او در اوج سکوت خود دوبار سکوت خود را شسکت.یک بار آن زمانی که گلوله سعید حجاریان را زمین گیر کرد و یک بار هم زمانی که “گلوله توفیف” مطبوعات آزاد را به کما برد.بار اول از اصلاح طلبان خواست تا خط سعید در افشای قتل های زنجیره ای ادامه یابد.بار دیگر با ابداع “توقیف فله ای مطبوعات” به این موضوع اعتراض کرد.

میرحسین یادگار نسل توپ وآتش است.او اینک که سکوت خود را شکسته است تا بدانیم و بیندیشیم درباره سکوت او.اما عده ای سعی می کنند که او را در مقابل خاتمی قرار دهند یا به اردوگاهی دیگر او را هل دهند.این روش درستی در برخورد با او نیست.میرحسین نامزد انتخابات نیست.اما این بار آمده تا دین خود را به عرصه اجتماعی ادا کند.            

پ.ن

گویا آقای کرباسچی همچنان بر مواضع پیشین خود پای فشاری می کنند.نمونه آن سخنان در کنگره جوانان حزب اعتماد ملی است.ز خاتمي كه دمي گم شود چه غم دارد

قرا شده در اینجا فقط وبلاگی بنویسم.

این پرنده های زیبا را هم نگاه کنید

 

 

 

 

کرباسچی و سیاست ورزی مدرن

فوریه 19, 2009

 

شاید شما هم گفتگوی غلامحسین کرباسچی با ضمیمه روزنامه اعتماد ملی که مدتی پیش منتشر شده بود را خوانده باشید.

کرباسچی در آن گفتگو و انگونه که خود به مخاطب القا می کرد در قامت یک سیاستمدار مدرن به نقد خاتمی پرداخت و او را در سیاست مدرن ندانست.گفتگویی جنجالی که از آن بوی تخریب خاتمی به مشام می رسید چه آنکه پیش از آن نیز فرزندخواندگان مطبوعاتی وی در شهروند امروز ویژه نامه ای در تخطئه خاتمی به چاپ رساندند.

حزب کارگزاران سازندگی اگرچه در میانه دهه 70 توانست در سپهر سیاسی کشور نقش آفرینی کند اما با آغاز دوران اصلاحات به دلیل شفاف نبودن پاره ای از مواضع نتوانست در جبهه اصلاحات آوانگارد باشد.اکنون و در دوران هزیمت اصلاحات اگرچه توانسته مقداری به بازسازی تشکیلاتی بپردازد اما هنوز نتوانسته در قامت یک حزب واقعی و یا مدرن! عمل کند.

حزب کارگزاران به دلیل نامشخص بودن ساختار پیدا و پنهان آن به اندازه کافی از انسجام برخوردار نیست.در این حزب گاهی محمد هاشمی مواضعی بر علیه اصلاحات اتخاذ می کند،برخی اعضا ساز دیگری می زنند و دبیرکل آن یا سودای نامزدی دارد و مشغول تدوین بیانیه انتخاباتی است و یا قصد دارد رئیس ستاد کروبی شود.

وجود چندگانگی های بی شمار در حزب کارگزاران و مواضع متفاوت دبیر کل این حزب با بدنه حزب نشان دهنده اوج سیاست ورزی مدرن شهردار اسبق تهران است.غلامحسین کرباسچی به عنوان چهره ای مطرح بایستی سوزنی به خویش بزند و جوال دوزی به مردم.او پیش از آنکه خاتمی را متهم کند که تصمیم جمعی نمی گیرد بایستی از خود سوال کند که به چه میزان به تصمیمات جمعی معتقد است؟تا چه میزان توانسته یک صدای واحد را در حزب تحت مدیریت خود ایجاد کند؟برای کسی که می خواهد عنوان ریاست جمهوری را کسب کند لازم است تا توان خود را در حل بحران های سیاسی به نمایش بگذارد تا عنوان سیاستمدار مدرن!! برازنده وی باشد.

 

قسم حضرت عباس یا دم خروس

فوریه 11, 2009

روز 22 بهمن 1387 2 روز پس از آنکه سید محمد خاتمی نامزدی خود را برای انتخابات ریاست جمهوری اعلام کرد، در سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی 2 اتفاق مهم روی داد که نمی توان از آن گذشت.

 

اول:در حاشیه این راهپیمایی روح الله حسینیان نماینده احمدی نژادی مجلس هشتم در گفتگو با یاری گفت انشالله آقای خاتمی شکست فاحشی خواهد خورد انشالله»

 

دوم:برخی چماق به دست ها که گویا با مراکز خاص ارتباط رادیویی!!داشتند به سمت سید محمد خاتمی حمله می کنند و او را مورد ضرب وشتم قرار دهند که این موضوع با هوشیاری مردم آگاه و حاضر در راهپیمایی با ختم صلوات و شعارهایی به نفع خاتمی به پایان می رسد.

 

***

 

آقای حسینیان و بسیاری از اصولگرایان معتقد هستند که آقای خاتمی در انتخابات شکست خواهد خورد.این موضوع جدیدی نیست.زیرا در عرصه سیاست به هیچ کس تضمین پیروزی نمی دهند و هر نامزدی می تواند شکست بخورد یا پیروز شود.اما حسینیان ودوستانشان «احتمال» نمی دهند که احمدی نژاد پیروز شود آنها «اطمینان»دارند که احمدی نژاد پیروز می شود و سید محمد خاتمی در رقابت های آینده « شکست فاحشی خواهد خورد».

 

در آن سوی ماجرا عده ای با چماق به سمت خاتمی حمله ور می شوند و علیه او شعارهایی می دهند.این افراد که باید از حامیان دولت باشند از چه چیز نگران هستند؟نگرانی آنها این است که مبادا خاتمی رئیس جمهور شود.پس سعی می کنند با تشکیل گروههای محدود و طرح شعار علیه وی به جامعه القا کنند که جایگاه خاتمی در کشور از دست رفته است.اما واکنش مردم برنامه های آنها را مختل می کند و آه حسرت بر دلهای آنها می نشاند.

 

به راستی باید تحلیل کدام نوع از حامیان احمدی نژاد را باور کرد.آنها که از «شکست فاحش خاتمی» اطمینان دارند و یا آنها که از رئیس جمهور شدن وی نگران هستند؟

بایستی از آنها قسم حضرت عباس را قبول کرد یا دم خروس را؟

 

پیشنهاد:

1-به آقای حسینیان پیشنهاد می کنم دوستان مبارز!خود را در محلی جمع کنند و همانگونه که به رسانه ها می گویند خاتمی شکست فاحشی می خورد آنها را نیز –به قول کیهان-توجیه عملیاتی کنند که :خیالتان جمع! خاتمی شکست فاحشی می خورد.پس خود را به دردسر نیندازید!

2-به دوستان چوب به دست که مدتی در صحنه نبودند! نیز همان پیشنهاد را دارم.اگر حسینیان برای توجیه شما پیش قدم نشد شما نزد او بروید و او را توجیه کنید که خاتمی پیروز خواهد شد و لذا بهتر است در برنامه ها و مواضع با شما هماهنگ باشند تا تکلیف حامیان احمدی نژاد روشن شود که بالاخره خاتمی شکست خواهد خورد یا پیروز می شود!