دینی که باید ادا شود

By nejaad

          

میرحسین موسوی برای نسل من تنها یک نام نیست.چون نام ها عمر کوتاهی دارند.او یک قهرمان هم نیست.او یک مرد است که می توان نامی برایش برگزید؛عصاره آرمانهای یک نسل.

میرحسین روی دیگر خاتمی است.اگر خاتمی ترجیح داد مدتی بعد از کناره گیری اش از قدرت به کنج کتابخانه ملی پناه ببرد موسوی نیز ترجیح داد با نقاشی هایش سر کند و از دور دستی بر آتش داشته باشد.او همان روحیه لطیفی را دارد که خاتمی دارد.او همان چیزی را می خواهد که خاتمی می خواهد.اصلا داستان خاتمی و موسوی داستان 2 رقیب نیست.داستان دو برادر است.دو برادری که یک چیز میخواهند:عدالت و آزادی.

بی انصافی است اگر آرمان خاتمی و موسوی را متفاوت از یکدیگر بدانیم .موسوی یک اصلاح طلب است.نباید از یاد برد که او در اوج سکوت خود دوبار سکوت خود را شسکت.یک بار آن زمانی که گلوله سعید حجاریان را زمین گیر کرد و یک بار هم زمانی که “گلوله توفیف” مطبوعات آزاد را به کما برد.بار اول از اصلاح طلبان خواست تا خط سعید در افشای قتل های زنجیره ای ادامه یابد.بار دیگر با ابداع “توقیف فله ای مطبوعات” به این موضوع اعتراض کرد.

میرحسین یادگار نسل توپ وآتش است.او اینک که سکوت خود را شکسته است تا بدانیم و بیندیشیم درباره سکوت او.اما عده ای سعی می کنند که او را در مقابل خاتمی قرار دهند یا به اردوگاهی دیگر او را هل دهند.این روش درستی در برخورد با او نیست.میرحسین نامزد انتخابات نیست.اما این بار آمده تا دین خود را به عرصه اجتماعی ادا کند.            

پ.ن

گویا آقای کرباسچی همچنان بر مواضع پیشین خود پای فشاری می کنند.نمونه آن سخنان در کنگره جوانان حزب اعتماد ملی است.ز خاتمي كه دمي گم شود چه غم دارد

قرا شده در اینجا فقط وبلاگی بنویسم.

این پرنده های زیبا را هم نگاه کنید

 

 

 

 

پاسخ دهید