عمده وقت در این روزها صرف دید و بازدید های نوروزی می شود.اما به دلیل شرایط روز و اینکه تا برگزاری انتخابات فاصله زیادی نداریم عمده توجه محافل خانوادگی معطوف به انتاخبات ریاست جمهوری است.
این روزها برای آنان که سرنوشت کشورشان را مهم می دانند این سوال پیش آمده که چرا خاتمی از عرصه انتخابات کناره گیری کرد؟
عده ای می گویند “خاتمی را انصراف دادند” و عده ای دیگر کناره گیری را حاصل اتفاقات دیگری می دانند که در سپهر سیاسی کشور رخ داده است.
در عصر گسترش ارتباطات که دیگر نمی توان بر گرد اخبار دیوار کشید و مهر محرمانه بر پیشانی آن کوبید تحلیل افکار عمومی از اتفاقات مشابه آن چیزی است که معمولا در سطوح بالاتر به آن پرداخته می شود و این خطا است اگر بپنداریم که افکار عمومی نسبت به مسائل حساسیت ندارد.حتی دلسردی ایجاد شده نسبت به مسائل اجتماعی که نشانه آن در کاهش مشارکت در انتخابات های اخیر دیده می شود نوعی تصمیم برای اعتراض به رویه های موجود است.
از همین رو است که اگر تا کنون می گفتند “رسانه” رکن چهارم دموکراسی است و موظف به نظارت بر ارکان قدرت است امروزه وظیفه نظارت بر رسانه ها به “افکار عمومی” سپرده شده است.
امروز اما افکار عمومی مشغول تحلیل دلایل کناره گیری خاتمی از انتخابات است و چه بخواهیم و چه نخواهیم این موضوع در اغلب موارد آنگونه تحلیل می شود که واقعیت داشته است.