بایگانیِ دسته‌ی ‘Uncategorized’

دیدار با خاتمی

ژانویه 22, 2009

صبح یک روز سرد زمستانی به امید بهاری که از پس آن خواهد آمد پای به منطقه ای می گذاریم که روزگاری مرکز ثقل تصمیم گیری مهم در جمهوری اسلامی ایران بوده است.

جماران نامی آشنا برای مردم ایران است.جایی که به مدد نفسی گرما بخش، سردی استبداد شاهنشاهی از ایران رخت بر بست.

دیدار با خاتمی در جماران.آن پائین تر طاقی بود که روی آن نوشته بود:خدایا،خدایا،تا انقلاب مهدی از نهضت خمینی محافظت بفرما.

حالا چند سال پس از آنکه صاحب خانه از بین ما رفته است حضور در آنجا می تواند خیلی چیزها را یادآوری کند.

اگر شما هم بخواهید به دیدار خاتمی بروید باید به ساختمان خیابان یاسر یا همان “جماران” بروید.

این ساختمان را سید حسن در اختیار سید محمد قرار داده است تا پیوند خمینی و خاتمی مستحکم تر از گذشته باشد.

داستانی هم دارد این ساختمان.بیش از آنکه آدمی را از کرامت “سید حسن” مشعوف کند از “….” برخی اندوهگین می کند که برای رئیس جمهور سابق حتی یک دفتر کار هم کنار نگذاشتند!

بگذریم.هوای سرد زمستانی در دل های گرم جوانانی که از شرق و غرب این سرزمین اهوارایی به دفتر خاتمی آمده اند تاثیر نمی گذارد.

پیش از ورود و انجام بازرسی دری گشوده می شود و از داخل آن موسوی لاری،تاجیک،تاج زاده،ناصری،خانیکی و چندتای دیگر خارج می شوند.همه لبخند به لب دارند.به این لبخند خیلی امیدوارم.

در نماز خانه دفتر خاتمی می نشینیم .روبرویمان شعری است :از صدای سخن عشق ندیدم خوشتر/یادگاری که در این گنبد دوار فتاد.

روزی قبل تر در این اندیشه بود که تحفه ای برای خاتمی ببرم از کرمان.ناگاه به یاد سفر سال79 او به کرمان افتادم که مطلع سخنش با بیتی از شاه نعمت الله آغاز شد مصمم شد تا دیوان شاه نعمت الله را بر او پیشکش کنم.

در انتظار بودیم که از دری وارد شد و همه به احترامش صلواتی فرستادند.خیلی خودمانی بود و از همه به دلیل کمبود جا عذر می خواست.

قرار بود دوستانی به نمایندگی از جمع سخن بگویند.در این میان خواستم ببینم شاه نعمت الله چه می گوید.فوق تصور من غزلی نیکو آمد:

 

خرم آن دل كه شود محرم اسرار شما            دلخوش آنكس كه بود عاشق غمخوار شما

همت قاصر اگر مي طلبد حور و قصور                   همت عالي ما هست طلبكار شما

چشم من روي شما هم بشما مي بيند                  ديده ام ديده مگر نور زانوار شما

دو جهان را بفروشيم بيك جرعه مي                           گر خريدار بود بر سربازار شما

بزم عشق است و شما عاشق سرمست مدام            تا ابد لطف خدا باد نگهدار شما

جان چه باشد كه كنم در قدمت ايثارش                قاصرم گر همه عالم كنم ايثار شما

نعمت الله ز خدا وصل شما مي جويد            هست اميدش كه رسد باز به ديدار شما

 

دوستی از برادران اهل سنت از خطه کردستان گلایه ای کرد که اشک حسرت در چشم حلقه می زد.بسیار زیبا گفت از رنجی که برآنها می رود.از خاتمی خواست برای جلوگیری از تضییع حقوق اقوام و مذاهب بیاید.شوق و حراراتی که در میان دوستان بود جلسه را از شکل جلسات رسمی خارج کرد.شد بزم گفتگوی چند برادر با برادر بزرگتر خود.هر کسی به زبانی و بیانی از او می خواست که آنها را تنها نگذارد.خاتمی نیز مهربان می شنید و گاهی با هیجان و گاهی آرام سخن می گفت.از مشکلاتی که بر سر راهش به وجود می آورند و از کارشکنی هایی که صورت می گیرد.

سخنان خاتمی حاضران را به فکر فرو می برد و هنگامی که اندوه بر آنها چیره می شد با مطایبه ای خنده را بر لبانمان جاری می ساخت و گرد غم از چهره های ما می شست.

همه می گفتند آنچه را که در دل داشتند و می شنیدند آنچه را که خاتمی در دل داشت.

می گفتند و می شنیدند.گفت و شنید ها ادامه می یافت.خاتمی اما نگران بود.نگران بود زیرا در قبال دعوتی که از صورت گرفته احساس مسئولیت می کرد.او اما نیم نگاهی هم به آینده داشت.با همه این مسائل جوانان هشتادوهشتی از او خواستند که بیاید. جلسه که تمام شد هر کس سعی می کرد خود را به او برساند و از او بخواهد تا پا به عرصه بگذارد.خاتمی اما بازهم از می گفت از آنچه که قبلا گفته بود.گفت که از فردای انتخابات اوست که تنهاست و ما قول دادیم که تنهایش نگذاریم.

خاتمی نماد شور و شعور و احساس و تدبیر جامعه ایرانی است.اوست که می توان به او اعتماد کرد چرا که جز صداقت در او نمی یابی.

او بر حداقل های خود تاکید دارد و باید بررسی کند و ببیند می تواند با حداقل های خود به عرصه گام نهد یا نه.

دیدار ما به پایان رسید و در راه بازگشت باز نگاهم به طاق سیاه رنگی افتاد که روی آن نوشته بود:خدایا…خدایا…

عامل توقیف؛آیت الله هاشمی!

دسامبر 31, 2008

روزنامه کارگزاران عصر امروز توقیف شد.ظاهر ماجرا این است که این توقیف به دلیل انتشار بیانیه دفتر تحکیم وحدت بوده است.

روزنامه کارگزاران دقیقا در شرایطی توقیف می شود که اصلاح طلبان در قیاس با اصولگرایان از کمبود شدید رسانه رنج می برند.حزب مشارکت و سازمان مجاهدین انقلاب از داشتن رسانه محروم هستند.در همین شرایط تحریریه کارگزاران به دیدار هاشمی رفسنجانی می رود و با او دیدار می کند و سخنانی درباب فضای آزاد و… به زبان می آورد و عصر همان روزی که این سخنان طرح می شود کرکره کارگزاران نیز پائین کشیده می شود.

اگر بخواهیم دلیل اصلی توقیف کارگزاران را انتشار بیانیه تحکیم بدانیم از اصل موضوع فاصله گرفتیم.چرا که در شرایطی که افکار عمومی به این موضوع حساس شده است کسی نمی تواند به حاشیه های این موضوع بپردازد.

دولت نهم در شرایطی که براساس بسیاری از نظر سنجی محبوبیت خود را از دست رفته می باید و از هرگونه همراهی چهره های مطرح با منتقدان دولت دچار واهمه می شود دست به توقیف کارگزاران زد تا این پیام را به اکبر هاشمی رفسنجانی مخابره کند که این بازی فعلا ادامه دارد.

***

این روزها بر ستمی که بر مردم غزه می رود سخت اندوهناکیم.محاصره عده ای از مردم و قرار دادن آنها در تنگنا توسط هیچ انسانی پذیرفتنی نیست.

ما امروز برای این دست به اعتراض زدیم و فجایع غزه را محکوم کردیم که عده ای از همنوعانمان در بدترین شرایط قرار گرفته اند و امکان تامین غذا،دارو و …  از آنها سلب شده است.

از سوی دیگر و همانگونه که مسئولان روزنامه کارگزاران اعلام کرده اند خبر منتشر شده موضع نشریه نبوده و در حکم اطلاع رسانی بوده است.چرا که مضوع روزنامه از سرمقاله های آن مشخص می شود.در بدترین شرایط حتی اگر کارگزاران را شایسته تنبیه بدانیم آیا چوب این تنبیه را باید کلیه عوامل این نشریه بخورند؟ دولت نهم که دست به توقیف این نشریه زده است آیا بررسی کرده که چند نفر از عوامل این نشریه با این توقیف دچار تنگناهای مالی می شوند.

ما اگر فجایع غزه را محکوم می کنیم به دلیل رنجی است که بر مردم آن وارد می شود.حال بایستی پرسید که آیا به دلیل رنجی که بر تحریریه کارگزاران می رود نباید متاسف شد؟

خاتمی؛کیسه بوکس دموکراسی

نوامبر 7, 2008

باید از خاتمی با یک عنوان جدید یاد کرد.این عنوان شاید پیش از این ها می بایست بر او نهاده می شد اما هنوز هم دیر نشده است.به درستی در جامعه پر از پستی و بلندی ایران، جامعه ای که شرایط فرهنگی واجتماعی خاصی دارد باید نام خاتمی را “کیسه بوکس دموکراسی دانست”

خاتمی آن گاه که گفت:…مى گويم استبداد، بارزترين وجه آن اينست که انسانها فقط مکلفند و صاحب حق نيستند و ديگران بايد بر آنها حکومت بکنند… و آن گاه که تصریح کرد:…خودمان را قيم مردم ندانيم . بدانيم که مردم در مجموع اگر در يک فضاي باز و آزادي باشند،انتخابهايشان به حقيقت نزديکتر است و مهمتر اينکه اگر اشتباه کردند،خودشان مى توانند اشتباه خودشان را جبران کنند و همين خطاها و اشتباهات و اصلاح اشتباهات است ؛ که جامعه ما را رشد مى دهد…( سخنراني در جمع اعضاي ستادهاي انتخاباتي در خوزستان   14/12/76) می دانست که اگر نهال دموکراسی در این کشور به ثمر بنشیند و اگر آزادی بیان رشد کند وتنومند شود لزوما او از چاقوی نقد مصون ومحفوظ نیست و این تاوان آزادی بود و دموکراسی.و خاتمی نیز در عرصه ای نابرابر در برابر امواج دموکراسی خواهی نایستاد و خود نیز با ان همراه شد.

خاتمی می توانست از دموکراسی و “فضای باز”سخنی نراند و خود را در زره آهنین استبداد مخفی کند اما او این کار را نکرد.

خاتمی از دموکراسی گفت و مخالفان او در کیهان و یالثارات و پرتو و صداسیما و منابر او را نقد کردند.نه نقد بلکه فحاشی کردند.نه نقد بلکه به او ودولتش تهمت زدند.نه نقد بلکه او را با صفات زشت آرایه کردند.اما خاتمی و دولت خاتمی در برابر این حجوم بی رحمانه سکوت کرد.در آن هماورد سخت که خاتمی و یارانش به هر اتهامی متهم می شدند هیچ کس نبود که جو ایجاد شده علیه خاتمی را محکوم کند.و اینجا بود که خاتمی ایستاد تا ملت طعم لذت بخش آزادی را بچشند.ایستادگی خاتمی در برابر آماج تهمت ها بود که امروز مسئولان جمهوری اسلامی را وادار می کند تا علی الظاهر در باب آزادی سخن بگویند.

دو تصویر از محمود احمدی نژاد

تصویر اول محمود احمدی نژاد را روی صندلی دادگاه ویژه روحانیت نشان می دهد که متهم آن آیت الله موسوی خوئینی ها ست و یکی از شاکیان آن محمود احمدی نژاد استاندار دولت سازندگی.احمدی نژاد آنروز رئیس جمهور نبود اما استاندار دولتی بود که توسعه اقتصادی و نه توسعه سیاسی را دنبال می کرد.آن روزها تازه سید محمد خاتمی برمسند امور تکیه زده بود و شاه بیت سخنانش را “آزادی” تشکیل می داد.آن روز کسی که به عنوان شاکی روی صندلی دادگاه نشسته بود هیچ گاه به مخیله اش خطور نمی کرد که روزی از زیر مجموعه خود بخواهد که شکایت خود از مطبوعات را پس بگیرند.

تصویر دوم از محمود احمدی نژاد زمانی است که در روز خبرنگار در برابر انبوه خبرنگاران قرار می گیرد و از همه دولتی ها می خواهد که شکایات خود را از مطبوعات پس بگیرند.

هر چند در مقام عمل نه دولت و نه هوادارن دولت چندان روی خوشی به مطبوعات نشان نمی دهند و نمونه آخرین آن توقیف هفته نامه شهروند امروز توسط هیئت نظارت برمطبوعات است  که اعضای آن را نمایندگان بخش هایی از دولت تشکیل می دهند.

به راستی آیا با خود اندیشیده ایم که چرا امروز رئیس جمهور اصولگرای ایران مجبور است سیاست آشکار خود را دفاع از آزادی مطبوعات قرار دهد؟اگر محمود احمدی نژاد از سالها پیش اعتقاد داشته که دولتی ها نباید از مطبوعات شکایت کنند چرا 9 سال پیش خود شاکی روزنامه سلام بوده است؟چه عاملی در او این تغییر را ایجاد کرده است؟

***

اینها همه حاصل حلم دولت اصلاحات در برابر انتقادات بود.انتقاداتی که مرزهای ادب را در نوردیده بودند.آنچه امروز به عنوان انتقاد از دولت نهم مطرح است سوالات و ابهاماتی است که در حوزه اقتصادی و سیاسی و فرهنگی وجود دارد اما آنچه که در دولت گذشته توسط منتقدین دیروز که از قضا امروز حامی دولت هستند صورت می گرفت خبرسازی،جعل خبر و اتهام افکنی علیه دولت بود و فاصله زیادی با نقد داشت.

اما دولت اصلاحات در برابر همه آن نا ملایمات صبوری کرد تا ریشه دموکراسی در کشور جان بگیرد و اکنون به وضوح می بینیم که کسانی که کمترین نسبتی با اندیشه خاتمی ندارند مجبورند از آزادی سخن بگویند و حداقل ظاهر کار را حفظ کنند.خاتمی مانند همان کیسه بود که مشت های ورزشکاران به او اصابت می کند تا سرپنجه های او قوی گردد.خاتمی کیسه بوکس دمکراسی بود.

خاتمی می آید

اکتبر 23, 2008

این روزها احتمال ورود سید محمد خاتمی به عرصه ریاست جمهوری بسیار افزایش پیدا کرده است.همین موضوع است که اصولگرایان را به خبر سازی برای نیامدن خاتمی وا داشته است.

دوستانی که ارتباطاتی با خاتمی دارند بر این عقیده اند که بسیار ضعیف است که خاتمی به حجم عظیم درخواست ها برای نامزدی نه بگوید.

می توان از آخرین سخنان خاتمی این گونه برداشت کرد که وی کم کم خود را برای حضور در رقابتهای ریاست جمهوری آماده می کند.

اما نباید یک چیز را از یاد برد که خاتمی انسان صادقی است. او شعور را بر شعار ترجیح می دهد.سخنی نمی گوید که در آن بماند.از همین روست که گه گاه سخنانی می گوید.انتقادی می کند و صریح شفاف این پیام را به جامعه می رساند که زیر ساخت های کشور در طول این چند سال دچار ویران شده است.

در نشستی که چند روز پیش در استان یزد برگزار شده بود از برخی فعالان سیاسی شنیدم که حضور خاتمی نسبت به ماههای پیش افزایش کرده است.

ستادهای ملی جوانان حامی خاتمی در استان کرمان به سرعت در حال شکل گیری است و استقبال صورت گرفته از آن بسیار قابل توجه است.

بسیاری از دوستان نیز تحت تاثیر بسیاری از اخبار رسانه ها دچار نگرانی از عدم حضور خاتمی می شوند.دوستان باید به سیاست های خبری برخی رسانه ها حتی رسانه های اصلاح طلب آگاهی داشته باشند و با دقت فراوان به آنها بنگرند.

 

دروغ بزرگان

سپتامبر 30, 2008

امروز اخبار جالبی در خصوص مدرک تحصیلی آقای کردان به صورت رسمی منتشر شد.یعنی در حقیقت آنچه سایت الف به وابسته به احمد توکلی به خاطر ان فیلتر شد رسما تائید شد.

گویا در این کشور سکه دروغ ضرب می شود.دروغی گفته می شود و بر مبنای آن تکذیب می شود شکایت می شود و عده ای فریاد می کنند و جمعی هورا می کشند.دروغ گویی بد است.اما دروغگویی حاکمان بدتر.آقای علی کردان وزیر کشور است.وزارت کشور مهمترین وزارتخانه در دولت جمهوری اسلامی است که مهترین وظیف آن شکل دهی صحیح به فضای سیاسی جامعه است.برگزاری انتخابات سالم و تامین امنیت مردم از دیگر وظایف این وزارتخانه است.

مهم نیست علی کردان دکتر است یا نیست و مهم نیست که وی مدرک لیسانس هم ندارد.مهم این است که پرونده کردان نشان داد که می توان به راحتی دروغ گفت و آنرا تکذیب کرد.

آقای دکتر اصلا نگران نیستیم

سپتامبر 28, 2008

این طرف دنیا در ایران عده ای از اصلاح طلبان واصولگرایان در حال برنامه ریزی برای انتخابات ریاست جمهوری سال آینده هستند.مهمترین ویژگی در جمهوری اسلامی مردمی بودن آن است.

حضور در انتخابات وفعالیت سیاسی تنها گزینه ای است که تاکنون کسی برای آن اما و اگر درست نکرده است.

برگزاری انتخابات هم شور و نشاط خوبی برای کشور به ارمغان می آورد.

اما به زبان آوردن برخی سخنان که برداشت عمومی تهی شدن انتخابات از مفهوم اصلی و اساسی آن است می تواند ضربه مهلکی به جان مردمسالاری نوپایی باشد که برخی رفتارهای غیر اصولی لطماتی را به آن وارد کرده است.

در آن طرف دنیا هم آقای احمدی نژاد در حاشیه سفر خود به نیویورک در گفتگویی با روزنامه نیویورک تایمز سخنانی را بر زبان جاری می کند که حتما بایستی درباره آن به ملت پاسخگو باشد.

هنگامی که خبرنگار از رئیس جمهور می پرسد: من سفرهای زیادی به ایران داشته‌ام و کم ایران نبوده‌ام. من مردمی را می‌شناسم که به اندازه دو نفر، دو شغله کار می‌کنند و از وضع اقتصادی واقعاً عصبانی هستند. با آن‌ها که صحبت می‌کنی، این موضوع چیزی است که شدیداً بخاطرش دولت را سرزنش می‌کنند.

 

آقای احمدی نژاد پاسخ می دهد:

شما نگران نباشید، یک چند ماه حوصله کنید، نظرات مردم در انتخابات منتشر خواهد شد. ما دائماً با مردم در تماس هستیم و با هم زندگی می‌کنیم. یک سفر با من بیایید، نظرات مردم را از نزدیک بشنوید. در ایران خیلی آزادی کامل هست. مردم راحت صحبت می‌کنند. (…) شما زیاد نگران نباشید.

 

ترجمه فارسی مطلب من این است که آقای احمدی نژاد با چه پشتوانه ای اینگونه مطمئن سخن می گوید؟اگر نتیجه انتخابات مشخص است پس چرا این همه هزینه صرف برگزاری انتخابات می شود.ایکاش یک نفر به ایشان توضیح می داد.زیرا قرار نیست به خاطر برخی مسائل کل انتخابات زیر سوال برود.

 

پی نوشت:

1-مصطفی تاج زاده چند وقت پیش گفته بود: رییس دولت در واكنش به مدرك جعلی كردان می‌گوید براي خدمت این «كاغذپاره‌ها» اعتباری ندارد. ایشان قبلا هم قطعنامه‌های شورای امنیت را «كاغذ پاره» خوانده بود و بعید نیست كه سال آینده هم، رأی مردم را «كاغذپاره» بخواند و عنوان كند«خدمت به مردم نياز به كاغذپاره ندارد» و با اين ترتيب نتايج آرا را تغيير دهد.

2-نه اینکه هفکر کنید من نگرانم.اصلا

سخنی با یک دوست خیلی دوست

سپتامبر 24, 2008

مدتی پیش یکی از دوستان من کامنتی برای من ارسال کرد که به جهت اهمیت و البته اینکه دوست داشتم به ایشان پاسخی داده باشم آنرا تبدیل به یک پست کردم.ایمیل این دوست ناشناس هم KN@YAHOO.COM  که به نظر می رسد سرکاری باشد.

جناب آقاي نژاد حيدري

 

در مطلبي كه براي آقاي يوسف زاده نوشته ايد انتهاي آن عنوان كرده ايد كه دوستانتان شما را تندرو خطاب ميكنند و چون بنده دوست شما هستم اينك از اين تهمت شما دفاع ميكنم:

ما شما را خام خطاب ميكنيم نه تندرو!

خام بودن و واكنشهاي احساسي و بچه گانه در قبال كنشهاي عادي بروز دادن، فارغ از تندروي ست.

اگر به خبرهاي منتشره در همين يكي دو هفته اخير در سايت كرمان ما دقت كنيد پي خواهيد برد كه شما به دنبال طرح مسايلي در جهت مطرح كردن خود هستيد نه انجام حرفه ي مقدس روزنامه نگاري! و نشان از ضعف شما دارد. دقيقا مثال طفلي كه هنوز سرش به سنگ نخورده! برداشت نكنيد كه ميگويم سر من به سنگ خورده و يا اين آرزو را براي شما دارم بلكه نگراني من از اين است كه عده اي ، حالا به هر دليل امكانات به روز رساني يك سايت را در اختيار شما گذارده اند و شما با چنين رفتارهاي بچه گانه اي همرا با كمي احساس ليدر خبري اصلاح طلبان بودن، فضاي رسانه اي حاكم بر مطبوعات را به ناكجاآباد مي بريد.

بيش از آنكه دلم به حال شما بسوزد به حال آن خبرنگاران ناشي مي سوزد كه كرمان ما را پايگاه خبري اصلاح طلبان مي انگارند. مطالب شما در سايت كرمان ما علم تحجر و يك سويه نگري و حاكميت احساسات بر منطق است كه هيچكدام از گزاره هاي اصلاح طلبي نيست.
دلم به حال ايران مي سوزد … دوستِ خيلي دوستِ شما

 

دوست عزیز ناشناس

1-دوستانی که من می شناسم آنقدر جوانمردی و مردانگی در وجودشان موج می زند که هر انتقادی که از من دارند حضوری به من بگویند.آنها هم که پشت سر من می گویند یا خودشان به من می گویند که ما درباره تو چنین گفته ایم یا اینکه ابتدا به خودم گفته اند.

2-نامه بدون امضا نوشتن و ایجاد بد بینی رسم دوستی نیست.واگر واقعا شما دوست من هستید از داشتن دوستانی چون شما احساس یاس می کنم.

3-مرقوم کرده اید که “از این تهمت دفاع می کنم”تهمت از گناهان کبیره است. از تهمت نمی توان دفاع کرد.

4-” ما شما را خام خطاب ميكنيم نه تندرو!” ای کاش منظور خود را “ما” مشخص می کردید.شما از چه جایگاهی با من سخن گفته اید.آیا به نمایندگی از یک مجموعه دست به نامه نگاری زده اید یا از طرف خود.

4/1:نوشته اید من را خام خطاب می کنید؟ای کاش می نوشتید ملاک شما برای رتبه بندی افراد به “خام” و احتمالا “پخته” چیست؟ و ای کاش به این نکته پاسخ می گفتید که من باید چه کار کنم که “شما ما را خام ندانید”اگرچه نظر شما برای شخص خودتان محترم است و ملاک رفتار شخصی من اظهارات و تمایلات شما نیست.

4/2:در ادامه مبحث “خام”بودن بنده نوشته اید :” خام بودن و واكنشهاي احساسي و بچه گانه در قبال كنشهاي عادي بروز دادن، فارغ از تندروي ست.”

الف:ای کاش به من می گفتید که من در کجا واکنش های احساسی و بچه گانه بروز داده ام.

ب:همانطور که قبلا گفتم ملاک شما برای رفتار “بزرگانه”چیست؟

5- نوشته اید:”اگر به خبرهاي منتشره در همين يكي دو هفته اخير در سايت كرمان ما دقت كنيد پي خواهيد برد كه شما به دنبال طرح مسايلي در جهت مطرح كردن خود هستيد نه انجام حرفه ي مقدس روزنامه نگاري! و نشان از ضعف شما دارد.”

5/1:من هیچ گاه در فعالیت رسانه ای خود به دنبال مطرح کردن “خود”نبوده ام.اما اگر منظورتان مطرح کردن رسانه تحت مدیریت اینجانب می باشد،فکر نمی کنم بتوان آن را عیب دانست.همه رسانه ها به دنبال مطرح کردن خود هستند و این موضوع نه غیر قانونی است و نه غیر شرعی و نه غیر اخلاقی.

6-” دقيقا مثال طفلي كه هنوز سرش به سنگ نخورده! برداشت نكنيد كه ميگويم سر من به سنگ خورده و يا اين آرزو را براي شما دارم بلكه نگراني من از اين است كه عده اي ، حالا به هر دليل امكانات به روز رساني يك سايت را در اختيار شما گذارده اند و شما با چنين رفتارهاي بچه گانه اي همراه با كمي احساس ليدر خبري اصلاح طلبان بودن، فضاي رسانه اي حاكم بر مطبوعات را به ناكجاآباد مي بريد.

6/1:مشخص نیست که شما دقیقا از چه موضوعی نگران و ناراحت هستید و هیچ گاه قصد نداریم فضای مطبوعات را به ناکجا آباد ببریم.

6/2:شما از کجا می دانید سر من به سنگ نخورده است؟

7: “بيش از آنكه دلم به حال شما بسوزد به حال آن خبرنگاران ناشي مي سوزد كه كرمان ما را پايگاه خبري اصلاح طلبان مي انگارند”

1/7:”کرمان ما”پایگاه اطلاع رسانی ائتلاف اصلاح طلبان است.در عین حال مانند دیگر رسانه های اینچنینی مواضع اصلاح طلبان از طریق بیانیه ها اعلام می شود.

2/7:همکاران مطبوعاتی درباره “کرمان ما”برداشت درستی دارند نباید ناشی گری خود را به دیگران نسبت داد.

8:” . مطالب شما در سايت كرمان ما علم تحجر و يك سويه نگري و حاكميت احساسات بر منطق است كه هيچكدام از گزاره هاي اصلاح طلبي نيست.”

8/1:این بخش از نوشته شما خیلی مبهم بود “علم تحجر”؟!شاید اشتباه تایپی باشد.

8/2:”کرمان ما”یک رسانه با کار ویژه خاص و به منظور ارتباط اصلاح طلبان با مردم است.وظیفه کرمان ما رساندن پیام مردم به اصلاح طلبان در حد توان است.از این جهت “کرمان ما” با یک خبرگزاری مانند ایسنا و ایرنا تفاوت دارد.بهتر بود این توصیه را به کیهان و ایران و ایرنا می کردید که با سرمایه ملی و به منظور اطلاع رسانی صحیح شکل گرفته اند می کردید که به جای وظایف خود نقش رسانه های حزبی را بازی می کنند.

9/2:من حاضرم خدمت شما برسم و گزاره های اصلاح طلبی را از زبان شما آموزش ببینم.زیرا معتقدم باید در عقول دیگران سهیم بود.

9/3:دوست خیلی دوست من!اگر یک بار دیگر مطلب خود را بخوانید می بینید که این نوشته سرشار از توهین و تحقیر است که نشانه غرور،خود پسندی،بی ادبی و البته احساسی بودن شماست.

دوست خیلی دوست من! نوشته شما بسیار مبهم و کلی بود و من نیز پاسخ شما را مبهم و کلی دادم.اگر جزئیات را طرح می کردید من نیز جزئی تر پاسخ می دادم.

سپتامبر 8, 2008

سوالی که این روزها خیلی در اطراف خودم می شنوم این است که اگر خاتمی نامزد نشد چه باید کرد؟وچه بر سر اصلاحات خواهد آمد؟می گویند آقای کروبی چه خواهد کرد؟به نظر می رسد نباید خیلی مسئله را پیچیده کرد.دو حالت دارد:

خاتمی نامزد شود

-کروبی نمی آید

-اصولگرایان با احمدی نژاد می آیند

نتیجه گیری:شانس اصلاح طلبان افزایش می یابد

 

خاتمی نامزد نشود

-ابتدا کروبی نامزد می شود

-بعد عارف نامزد می شود

-مهرعلیزاده هم گفته اگر خاتمی نامزد بشه نیازی به نامزدی من نیست حتما نامزد می شود

-حسن روحانی هم می آید

-قالیباف هم می آید

-شاید حدادهم بیاید

-احمدی نژاد هم که برای آوردن تلاش می کند که حتما یکی از پایه ها انتخابات است

 

نتیجه:اوضاع حسابی شیر تو شیر می شه و 4 سال دیگر باید در رکاب دولت اسلامی باشیم.

 

پ.ن

به همین راحتی؟

بلی به همین راحتی

آقای کروبی!لطفا اعتراف کنید

سپتامبر 4, 2008

 نکته تعجب آوری که این روزها وجود دارد این است که برخی از دوستان اصلاح طلب ما از اعلام کاندیداتوری مهدی کروبی در انتخابات آتی ریاست جمهوری تعجب کرده اند.

مهدی کروبی از همان روزی که تصور کرد آرای او در انتخابات ریاست جمهوری به واسطه خواب سحرگاهی اش نابود شده اند عزم خود را برای انتخابات آتی ریاست جمهوری جزم کرده بود.

در حالیکه اگر یکی از ما بخواهد مجوز حزب یا روزنامه بگیرد باید یک جفت کفش آهنی پا کند و پله های وزارت ارشاد و وزارت کشور را بارها و بارها طی کند تا پس از چند سال مجوز های لازم را بگیرد کلیه کارشناسان و مسئولان به دفتر حاج آقا می روند و فرم ها را برای ایشان پر می کنند تا ایشان بتوانند حزب درست کنند و روزنامه راه اندازی کنند.اما همین روزنامه تاکنون چند سردبیر عوض کرده است و چند نفر تا کنون از حزب استعفا داده اند.

آقای کروبی به عنوان منتقد دولت احمدی نژاد که از او به واسطه تغییر مکرر دولت انتقاد می کند به افکار عمومی توضیح دهد که چرا تاکنون چندین بار سردبیر نشریه خود را تغییر داده است.

آقای کروبی شخصیت قابل احترامی است اما هنگامی که دوستان آنها به خود اجازه می دهند تا از شورای نگهبان بخواهند که خاتمی را رد صلاحیت کند و انتقادات را وارد حوزه عمومی می کنند طرح چند سوال نباید برای ایشان،دوستان و همفکرانشان سخت باشد:

1-آقای کروبی!عملکرد شما پس از ریاست مجلس ششم همواره مورد تائید اقتدارگرایان بوده است.در این باره می توان به موارد مختلفی اشاره کرد.این موضوع تا حدی پیش رفته است تا چهره رادیکالی مانند مجتبی ذالنور شما و حزبتان را به اصولگرایان نزدیک می داند و اصولگرایان حاکم در کرمان به دوستان اصلاح طلب توصیه می کنند که عضو حزب اعتماد ملی شوید.

2-حزب اعتماد ملی اساسا چه وزن و جایگاهی در جامعه سیاسی دارد که شما تاکید دارید حتما به صورت مستقل وارد انتخابات شوید.آیا فراموش کرده اید که قائم مقام حضرتعالی و همسر شما در انتخابات مجلس هشتم که اتفاقا هرشب هم روی آنتن یکی از برنامه پرمخاطب بودند وعلیه اصلاح طلبان موضع می گرفتند از دکتر محمد جمشیدی گوهری همشهری اصلاح طلب ما که در لیست یاران خاتمی قرار گرفت و قطعا چهره ی غیر رسانه ای بود کمتر رای آورد.آیا با وجود چنین وزن کشی های مفتضحانه ای بازهم قصد دارید وزن خود را با شعارهای عوام فریبانه ای که تفاوتی با شعارهای حاکمان کنونی ندارد تعیین کنید؟

3-جناب آقای کروبی!در اوج اتفاقاتی که در حوزه سیاست خارجی در حال روی دادن بود شما در راس یک هیئت حزبی عازم عربستان می شوید و شب قبل از آن هم با قائم مقام وزارت امور خارجه دیدار می کنید.در همین حال روزنامه شما مطلبی علیه رئیس جمهور منتشر می کند.نتیجه انکه اگر سفر شما حزبی بود پس می بایست کرکره اعتماد ملی در غیاب شما پائین کشیده شود و اگر سفر با اهداف دیگری بوده فقط برای حفظ ظاهر به یک شکایت بسنده می شود که نتیجه آن بعدها مشخص می شود که به کجا خواهد انجامید!!

4-آقای کروبی !!اینجانب بر این عقیده ام که شما از یک جایی ماموریت خاص پیدا کرده اید تا جناح اصلاح طلب را متلاشی کنید.این را می توان در مواضع شما مشاهده کرد.حتی حزب شما نیز به شما اعتماد دارد.کم کم زنجیره ی استعفاهای حزبی در حال آغاز شدن است.این یعنی در حزب اعتماد ملی شما در حال یک دیکتاتوری حزبی هستید.معیار شما برای برخورد با اصلاح طلبان حمایت یا عدم حمایت آنها از شما است.هنوز فراموش نکرده ایم که شما در انتخابات خبرگان اسم مرحوم توسلی را در لیست خود قرار ندادید فقط به این دلیل که آن مرحوم در انتخابات سال 84 با نامزدی شما مخالف بود.

5-آقای کروبی! شیخ سابق اصلاحات! تصور نکنید که افکار عمومی شما را به خاطر اینکه در راه اصلاح طلبان سنگ می اندازید تا اصولگرایان سالها در قدرت بمانند خواهد بخشید شما به پشتوانه برخی امکاناتی که گرفته اید علیه جبهه خودی آتش گشوده اید و تصور می کنید اصلاح طلب هستید.خیر اشتباه می کنید.فقط یک بار اعلام کنید که شما از کجا ماموریت یافته اید تا جبهه اصلاحات را منهدم کنید.فقط همین.

آزادی و تشنگی

سپتامبر 3, 2008

سحر نوشته ها( 2):

تا حالا شده که از فرط تشنگی همه جا را تیره وتار ببینید.اینقدر تشنگی یا گرسنگی تاب سوز عصب شکن می شود که در خیالات خود تصور می کنید اگر زمینه ای فراهم شود می توانید یک تانکر آب خنک را سر بکشید یا یک قابلمه پر از غذا را نابود کنید.به سفره افطار که می رسی اگر خیلی هنرمند باشی می توانی 3 تا لیوان آب را نوش جان کنی.همین.

ظریفی مثال خوبی زد:گفت برخی فکر می کنند اگر مردم آزاد باشند قابل کنترل نیستند.اما برای اینکه بگوید آزادی یک موهبت الهی است همین مثال تشنه و آب خوردن را مطرح کرد.